تام سایر

تام سایر

"I'd like to see you...
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Las aventuras de Tom Sawyer (Clasicos de la literatura series)"I can lick you!" "I'd like to see you try it." "Well, I can do it." "No you can't, either."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من می تواند به شما! لیس"

"من می خواهم برای دیدن آن را امتحان کنید شما خواهد شد."

"خب ، من نمی توانم آن را"

"نه شما می توانید ، نبود."


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
The summer evenings ...
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Progeny Press Study Guide SET for The Adventures of Tom Sawyer--INCLUDES BOOKThe summer evenings were long. It was not dark, yet. Presently Tom checked his whistle. A stranger was before him--a boy a shade larger than himself. A new-comer of any age or either sex was an impressive curiosity in the poor little shabby village of St. Petersburg. This boy was well dressed, too--well dressed on a week-day. This was simply astounding. His cap was a dainty thing, his close-buttoned blue cloth roundabout was new and natty, and so were his pantaloons. He had shoes on--and it was only Friday. He even wore a necktie, a bright bit of ribbon. He had a citified air about him that ate into Tom's vitals. The more Tom stared at the splendid marvel, the higher he turned up his nose at his finery and the shabbier and shabbier his own outfit seemed to him to grow. Neither boy spoke. If one moved, the other moved--but only sidewise, in a circle; they kept face to face and eye to eye all the time. Finally Tom said:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
شب تابستان طولانی بود. این تیره نمی شد ، نشده است. در حال حاضر تام
بررسی خود را سوت. غریبه بود قبل از او -- یک پسر سایه بزرگتر
از خودش. جدید اینده در هر سنی و یا هر جنس چشمگیر بود
کنجکاوی در روستای فقیر کمی نخ نما از سنت پترزبورگ. این پسر بچه
بود و لباس ، بیش از حد -- هم در این هفته در روز با لباس. این شد به سادگی
گیج. کلاه نقاب دار او چیزی خوش طعم بود ، او را از نزدیک دکمههای پارچه آبی
میدان های جدید و قشنگتر بود و پس شد pantaloons کرد. او کفش
در -- و آن را تنها جمعه بود. او حتی عینک کراوات ، روشن و کمی
روبان. او در مورد هوا citified خوردند که او را به vitals تام.
در ادامه تام خیره شد در پر زرق و برق حیرت زده ، بالاتر او تبدیل شده تا او
بینی خود را در زر و زیور و shabbier و shabbier ساز و برگ خود را به نظر می رسید
تا او را به رشد کند. نه پسر سخن گفت. اگر یکی رفت ، دیگر رفت -- اما
تنها sidewise ، در دایره ؛ نگهداری آنها چهره به چهره و چشم به چشم همه
آن زمان بود. و بالاخره تام گفت :


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
Within two minutes, ...
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Classic Starts: The Adventures of Tom Sawyer (Classic Starts Series)Within two minutes, or even less, he had forgotten all his troubles. Not because his troubles were one whit less heavy and bitter to him than a man's are to a man, but because a new and powerful interest bore them down and drove them out of his mind for the time--just as men's misfortunes are forgotten in the excitement of new enterprises. This new interest was a valued novelty in whistling, which he had just acquired from a negro, and he was suffering to practise it undisturbed. It consisted in a peculiar bird-like turn, a sort of liquid warble, produced by touching the tongue to the roof of the mouth at short intervals in the midst of the music--the reader probably remembers how to do it, if he has ever been a boy. Diligence and attention soon gave him the knack of it, and he strode down the street with his mouth full of harmony and his soul full of gratitude. He felt much as an astronomer feels who has discovered a new planet--no doubt, as far as strong, deep, unalloyed pleasure is concerned, the advantage was with the boy, not the astronomer.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
در عرض دو دقیقه ، و یا حتی کمتر ، که او تمام مشکلات خود را فراموش کرده بود.
نمی کند چرا که مشکلات او بودند یک ذره کمتر سنگین و تلخ ، به او
از انسان به انسان است ، اما به دلیل علاقه های جدید و قدرتمند با مته سوراخ کردن
آنها را سوار و آنها را از ذهن خود را برای زمان -- درست مانند مردان
misfortunes در هیجان بنگاههای جدید فراموش کردن کلمه عبور می شوند. این
علاقه های جدید ارزش در یک چیز بدیع سوت ، که او کرده بود فقط
از یک سیاه پوست به دست آورد ، و او بود درد و رنج آن را تمرین می مختل نشده.
آن را در یک پرنده عجیب و غریب مانند نوبت تشکیل یافته بود ، مرتب از چهچه زدن مایع ،
تولید شده توسط لمس کردن زبان به سقف دهان در کوتاه
در فواصل میان موسیقی -- خواننده احتمالا به خاطر چه
برای این کار ، اگر او تا به حال شده است یک پسر. سعی و کوشش و توجه به زودی داد
صدای شلاق او را از آن ، و او strode پایین خیابان را با دهان خود را کامل
از هارمونی و روح پر از حق شناسی بود. او به اندازه احساس
ستاره شناس احساس است که کشف یک سیاره جدید -- بدون شک ، تا آنجا که
قوی ، عمیق ، لذت ناب مربوط می شود ، با استفاده شد
پسر ، نه منجم.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
He was not the Model...
ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Adventures of Tom Sawyer #1: A Song for Aunt Polly (Easy Reader Classics) (No. 1)He was not the Model Boy of the village. He knew the model boy very well though--and loathed him.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او پسر مدل از روستا نیست. او می دانست که پسر بچه مدل بسیار
هر چند به خوبی -- و او را منفور.


 
"She'd never noticed...
ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
Adventures of Tom Sawyer"She'd never noticed if it hadn't been for Sid. Confound it! sometimes she sews it with white, and sometimes she sews it with black. I wish to geeminy she'd stick to one or t'other--I can't keep the run of 'em. But I bet you I'll lam Sid for that. I'll learn him!"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"او هرگز متوجه می خواهم اگر برای Sid. واژگونه آن نبوده است! گاهی
sews او آن را با سفید و گاهی اوقات او آن را با رنگ سیاه sews. در اینجا میل دارم
geeminy او می خواهم به یک یا دومی چوب -- من نمی توانم اجرا از 'دریافت نگه داشتن نیست. اما
من شرط شما برای من Sid است که لام. من به او آموختن "


 
"Why, I did sew it w...
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱ 
The Adventures of Tom Sawyer"Why, I did sew it with white! Tom!" But Tom did not wait for the rest. As he went out at the door he said:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"چرا ، من آن را دوختن با رنگ سفید! تام!"

اما آیا تام برای بقیه نشوید. همانطور که وی در خارج در رفت و درب گفت :


 
"Some of us pumped o...
ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
The Adventures of Huckleberry Finn and the Adventures of Tom Sawyer (Junior Classics)"Some of us pumped on our heads--mine's damp yet. See?" Aunt Polly was vexed to think she had overlooked that bit of circumstantial evidence, and missed a trick. Then she had a new inspiration:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"بعضی از ما در سر ما پمپ -- معدن's مرطوب نشده است. را ببیند؟ "

عمه پولی به او فکر می کنم که کمی ، نادیده گرفته شده بود احسان بود
اماره ، و از دست رفته گول زننده باشد. او سپس به حال جدید
الهام :


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"No'm--well, not ver...
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
"No'm--well, not very much." The old lady reached out her hand and felt Tom's shirt, and said:
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"No'm -- خوب ، خیلی زیاد".

بانوی پیر رسید از دست او پیراهن و احساس تام ، و گفت :


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"Tom, it was middlin...
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٩ 
"Tom, it was middling warm in school, warn't it?" "Yes'm." "Powerful warm, warn't it?" "Yes'm."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"تام بود ، در وسط آب گرم در مدرسه ، آن را warn't؟"

"Yes'm".

"گرم و قدرتمند ، warn't آن؟"

"Yes'm".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
The switch hovered i...
ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
The switch hovered in the air--the peril was desperate-- "My! Look behind you, aunt!" The old lady whirled round, and snatched her skirts out of danger. The lad fled on the instant, scrambled up the high board-fence, and disappeared over it.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
سوئیچ hovered در هوا -- در خطر بودن بسیار سخت بود --

"من! پشت سر شما نگاه ، عمه!"

بانوی پیر whirled دور ، دامن او را ربوده و خارج از خطر است.
پسر بچه از فرار از در های فوری ، درهم تا بالا بنگاه - نرده و
بیش از آن ناپدید شدند.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"I don't know, aunt....
ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦ 
"I don't know, aunt." "Well, I know. It's jam--that's what it is. Forty times I've said if you didn't let that jam alone I'd skin you. Hand me that switch."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"من نمی دانم ، عمه".

"خب ، من می دانم آن's جم -- که آنچه در آن است. چهل بار من گفت که اگر
شما را مجال نیست که مربا به تنهایی من می خواهم به شما پوست است. دست من که روشن ".


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
"There! I might 'a' ...
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
"There! I might 'a' thought of that closet. What you been doing in there?" "Nothing." "Nothing! Look at your hands. And look at your mouth. What IS that truck?"
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"وجود ندارد! من ممکن است' فکر 'از پنهانی است که آنچه شما انجام شده است در
؟ "وجود دارد

"هیچ چیز".

"هیچ چیز! نگاهی به دستان خود و نگاه خود را در دهان ، چه این است که
کامیون؟ "


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس
 
There was a slight n...
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ 
"Y-o-u-u TOM!" There was a slight noise behind her and she turned just in time to seize a small boy by the slack of his roundabout and arrest his flight.
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
"ý - Ö - Ù - Ù تام!"

شد سر و صدای خفیف از پشت او را و او تنها در زمان روشن وجود دارد.
ضبط کردن یک پسر کوچک از میدان شل کردن و دستگیری او پرواز کرد.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، فیلم ، عکس